| |
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 21:43 | ||||||||||
عکس/قایق پیشرفته امارات درحمله به
ابوموسی |
| | ||||||||
| ببین کورش ایران در خواب است و خاک بر سر مسئولین ما که مثل هخر در خوابند تا جگر گوشه های این مرز و بوم به دست یک مشت عرب زن جنده و مادر بد کار ه اعدام شوند مرگ بر عرب پرست مرگ بر هر کس که فرهنگ تازی در ایران بگستراند مرگ بر هر کس که هویت ایرانی را به باد سخره گیرد. مرگ بر کسی که نیاکان پاکمان را به تازیان سگ بفروشد. اخبار رسیده از عربستان سعودی حاکی از آن است که رژیم
آل سعود 8 تن از هموطنان کشورمان که در زندان شهر "دمام" در شرق سعودی بازداشت
بودند را اعدام کرد. شیعه آنلاین: دستور اعدام این ایرانی ها مستقیما توسط شاهزاده «نایف بن عبدالعزیز آل سعود» وزیر کشور سعودی صادر شده بود. وی بدون اجازه و هماهنگی با «ملک عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه سعودی این کار را کرده است. اخبار رسیده از عربستان سعودی حاکی از آن است که رژیم آل سعود 8 تن از هموطنان کشورمان که در زندان شهر "دمام" در شرق سعودی بازداشت بودند را اعدام کرد. گفته می شود اعدام این 8 ایرانی بدون هرگونه محاکمه و یا اقدامات لازم قانونی انجام شد. زمان دقیق اعدام این هموطنانمان روز یکشنبه 15/4/2012 بوده اما این خبر تا به این لحظه از ترس واکنش جمهوری اسلامی ایران، توسط رسانه های سعودی محرمانه مانده بود. در همین حال یک فعال سیاسی سعودی که خواست نامش فاش نشود، اعلام کرد که علت اعلام نشدن این خبر، اختلاف شدید درون خاندان حاکم سعودی بر سر اجرای حکم اعدام این 8 ایرانی بوده است. دستور اعدام این ایرانی ها مستقیما توسط شاهزاده «نایف بن عبدالعزیز آل سعود» وزیر کشور سعودی صادر شده بود. وی بدون اجازه و هماهنگی با «ملک عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه سعودی این کار را کرده است. گفتنی است این 8 ایرانی که از هموطنان شهرهای جنوبی کشورمان بوده اند، حدود شش سال پیش در یک لنج ماهیگیری در آب های بین المللی در نزدیکی مرز آبی عربستان سعودی بازداشت شده بودند. نام این 8 ایرانی اعدام شده بدین شرح است: 1- شاکر يعقوب إسحاق 2- عادل عبد الباري رضوی 3- سيد جواد موسوي 4- سالم شرهان 5- سعيد حميد عطار 6- صباح عاشور 7- قاسم رضوی 8- يعقوب فارسي نجات. | ||||||||||

درود بر شاهنشاه بزرگ ومهر گستر آریایی کورش بزرگ و درود بر همه دوستان بزرگ و پارسی من.
این نگاشته پرسشی از یکی از دوستان است که برایش پاسخی در خور و به دور از ستیهندگی و خشک اندیشی خواهم نگاشت.دوست من کژی کژِی است ناسانی ندارد که کسری پرویز بوده باشد یا عمر ناهمگونی ندارد.اینکه کسری ایرانی نامه پیامبر بزرگوار اسلام را پاره کرده هنوز پابرجا نگردیده اما اگر چنین کرده باشد خب به آیین بهی کار انجام نداده چرا که زرتشت بزرگ خارسازی دیگران را روا نمیدانست.و میرسیم به دشمنی ما با عمر.آنچه نویسندگان دیرینه شناسی نگاشته اند میگوید عمر هر چند مسلمان بود ولی به اسلام کار نکرد.اگر کسری پرویز نامه پیامبر را پاره کرد خب نه پیامبر را دیده بود و نه او را می شناخت و نه سخنش را شنیده بود آنچه میدانست تنها یک نامه بود ولی عمر چه؟در رخداد غدیر خم نشنید که محمد با روشنی علی را به جانشینی خود برگزید او که پیامبر را دیده او را درک کرده و به ایشان ایمان آورده بود.قنفذ که دختر پیامبر را کشت به دستور که به خانه علی رفت آیا با دستور عمر نبود؟و مهند و برجسته تر اینکه در زمان مرگ پیامبر چه کسی او را از نوشتن درگذشت نامه بی بهره کرد آیا عمر نبود.میدانی اگر عمر به خلافت نمیرسید اکنون بیشتر مردم دنیا مسلمان بودند زیرا او با یورش وحشیانه اسلام را آیین شمشیر به مردم جهان شناساند.او با تبار گرایی به زنده کردن شیوه نادانی پیش از پیامبرتان پرداخت.و آغازگر جنگ هم به گواهی دیرینه شناسان تازیان بودند و نه پارسیان و عمر یزدگرد را به یکتا پرستی خواند هنگامیکه او یکتا پرست بود.جای شگفتیست برایم که چرا پژوهش و بررسی بایسته را ندارید شما که از دانش دم می زنید.و شکست سپاهیان ایران بزرگ به چم توانایی تازیان نیست که ایرانیان فریب خوردند و حتی کسری بزرگ ما یزدگرد نیز در مرو در شب هنگام به دست یکی از همان دژخیمان هم میهن کشته میشود.
باز هم میگویم خسرو پرویز اگر بد بوده باشد از عمر بهتر است زیرا نه محمد را دیده و نه از او سخنی شنیده.یک سخن جالب از کشیش بزرگ مسیحیان اینست که اگر عمر نبود اسلام دنیا را میگرفت و از ما نشانی نبود و ما وامدار عمر هستیم که اکنون هستیم.اکنون اندیشه ام را دریافتی یا نه و تبهکاری سپاهیانش و به برده بردن و ناهمسان پنداشتن آدمیا هم که سر چشمه کارهایشان بود بماند که خودتان به پژوهش کار کنید.
و این مایه ناییدن و سربلندی من است که در این سمیره های بالا یک واژه هم به زبانهای بیگانه ننوشتم مگر آنهایی که اسم بوده اند باشد که پدران بزرگم از من دلخوش و خرسند باشند.
.
روزگاران سپری شد مردمان آمدند و رفتند شکوه بزرگان از یادها رفت زبانها دگرگون شد.
پادشاهان آمدند و رفتند سرداران بزرگ پارس جان شیرین خویشتن را برای میهن و فرهنگشان دادند و رفتند ولی نوروزگان پابرجاست
از نیکان بزرگ ما این مانده به ما رسیده که آنرا شاد و خوش میداریم.
ایرن روز بزرگ و اهورایی بر همه ایرانیان و پارسیان و آریاییها همایون باد.
امیدوارم ایران بزرگ من امسال با شکوهی در خور همراه شده و ایرانیان گذشته با شکوه خویش را دریابند.
هر روزتان نوروز
نوروزتان پیروز

درود بر دوستان نیک اندیش آریایی من.
چهارشنبه سوری رو بهتون شادباش میگم.
یادتون نره اینا از گذشته برای ما مونده نذاریم این الگوهای پاک فراموش بشه.
در این شب بزرگ و همایون اهریمن را شاد نگذارید و با بر پایی جشنی با شکوه و زیبا و بی خطر به ژیشواز سال نو برویم

دوستان بنا بود دیگه ننویسم و از تارکده بروم که بنا به برهاناهیی پشیمان شدم و نوشتن را ادامه میدهم با نگاشته ای در مورد شکوه بر باد رفته میهن:

این نماد شکوه بر باد رفته را بنگرید، این بزرگ منشی بر باد رفته را بنگرید، ای مردمان پارس بر خیزید که پارس سخت نیازمند یاری شماست.

شکوه ارتش بزرگ پارس را بنگرید که در هنگامه ی کوری زمین و نا امیدی بشر تنها پاسداران پاکی و راستی اینان بودند.

و اینک شکوه هنر و سازندگی ایرانیان که رخنمودیست از توان آریایی.
تنها از این شکوه بزرگ نوروز باستانی مانده که آنرا هم عید می خوانند. با استواری میگویم و به راستی کسانی که نوروز را عید میخوانند بزرگترین گناه را انجام میدهند.
این زبان گویا و شیوا چه ایرادی دارد که دست به دامان زبان بیگانه تازیان گشته ایم.
ای کاش نوروز را آغاز میکردیم بدون بردن نام بیگانه عید بر آن و با واژگان زیبای پارسی آنرا بزرگ میداشتیم.

و اینهم خاموشی شکوهمان.
آیا پدرانمان ما را به خاطر این گناه بزرگ و نابخشودنی خواهند بخشید.

و ای مرد بزرگ روزگاران ای نیای گرام ما ما را به خاطر این نادانی ببخش خود میدانیم چه کردیم پدر مهربان ما.
ای یکتا پرست مهربان و بخشند،ای بزرگ و نیک منش ما را ببخش.
ما را ببخش که گذاشتیم یک مشت پیش مانده فرهنگی و یک مشت زنگار بر روی نشسته اینگونه تو را به باد نابودی بسپارند.
چو هنر روزگار بزرگداشت و نگاهبانی از نام بزرگمردان است ما هراسی نداریم تو مانای تاریخی.